محمد حسين بن مهدى فراهانى
270
سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )
لاهيجان لاهيجان از شهرهاى قديمهء گيلان است . و مشهور ما بين گيلانيها اين است كه از بناهاى لاهيج بن نوح نبى عليه السلم است ، ولى در تواريخ نديدم كه لاهيج نام پسر حضرت نوح باشد ، ممكن است لاهيج نامى ، غير پسر نوح ، بانى اين شهر بوده است . و سابقا آبادى اين شهر بسيار و خلقش بىشمار و اغلب دار الملك گيلان بود و چند حادثهء عظيمهء آسمانى اسباب خرابى آن گشت . من جمله در سنهء هفتصد و سه بليهء طاعون به حدى در لاهيجان شدت نمود كه بيشتر خلق آن را هلاك ساخت و بقيه متفرق شدند و خانهها و عمارات اغلب خراب شد . و اين بليه در زمان حيات شيخ زاهد گيلانى بود و تابعين شيخ مواظبت كفن و دفن مردم را مىنمودند . پس از رفع اين بليه معدودى كه به اطراف فرارى شده بودند جمع آمده و باز به مرور ايام جمعيت آن زياد و فى الجمله آبادى حاصل كرده و در سنهء هشت صد و پنجاه و اندى آتشسوز سختى واقع شد كه لاهيجان را به كلى خراب و منهدم نمود و خلق يكسره متفرق شدند . دوباره به تدريج جمعيتى گرد آمده و عمارات پاكيزه و مرغوب ساختند تا در سنهء هزار و دويست و سى [ ه . ق . ] زلزلهء عظيمى شده و خيلى خرابى به هم رسانيد . و در سنهء هزار و دويست و چهل و شش [ ه . ق . ] مجددا بليهء طاعون در لاهيجان افتاد . و طاعون اين دفعه شدتش بيش از طاعون اول بود و قتل عام نمود و كار به جائى رسيد كه امكان شستن اموات و دفن نمودن نداشتند ، بيشتر اموات دفن نكرده ماندند و جانوران خوردند . مثلا در خانهاى كه بيست نفر آدم بود سه نفر باقى نگذاشت . اشخاص مردند و خانهها به كلى خراب و ويران گشت . بعد از رفع اين قضيه ، معدودى كه به اطراف فرار كرده بودند دوباره عود نموده و جمعى از بازرگانان قزوين و كاشان و يزد و اصفهان و غيره به طمع معامله و داد و ستد جمع آمدند ، و چون خلق اندك شده و منافع آنها از حيثيت نوغان بسيار ، اهالى با ثروت و مكنت گشتند تا در سنهء هزار و دويست و هشتاد و سه